مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

305

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

مذهب سنّى داشته و چنانچه از نامش پيداست ، زادگاهش سبزوار است . از زندگى وى اطلاعات چندانى يافت نشد ، امّا در كتب تاريخ پزشكى ايران مطالبى مىتوان دربارهء پسر وى ، غياث الدّين يافت . « 1 » گويا اهميّت پسر ، بيش از پدر بوده است و اثر او بيش از آثار پدرش مورد توجّه واقع شده است . از محمّد بن علاء الدّين سبزوارى ، علاوه بر رسالهء مزبور ، يك رسالهء كوچك ديگرى هم باقى است با عنوان رساله فى وجع المفاصل كه فقط در يك جا مشاهده گرديد و آن فهرست نسخ خطى كتابخانه ملّى ( ملك ) است « 2 » و نيز در همان جا به غلط ، كتاب مرآة الصّحهء غياث الدّين را به او نسبت داده‌اند « 3 » . مسئلهء ديگرى كه قابل ذكر است ، اين است كه برخى به اشتباه قوانين العلاج را از غياث المطبّب دانسته‌اند و تصوّر كرده‌اند كه زبدة قوانين العلاج خلاصه‌اى از قوانين العلاج است كه توسط غياث الدّين ، پسر وى نوشته شده است « 4 » ؛ درحالىكه غياث الدّين صرفا يك اثر داشته با عنوان مرآة الصحّه . از جمله نام ديگرى كه بعدها به رسالهء غياث المطبّب داده‌اند شفاء الأمراض است ؛ امّا صورت صحيح نام آن چنين آمده است : زبدة قوانين العلاج فى جميع الأمراض . چنانچه ذكر شد ، غياث الدّين هم كتابى به نام مرآة الصّحة فى الطّبّ دارد و آن تنها كتابى است كه از اين شخص باقى مانده است . وى از اطبّاى سرشناس دورهء صفويّه بوده و نمونهء كاملى از يك پزشك در اين دوره است . اين كتاب ، چه از نظر مطالب طبّى و چه از نظر تاريخ پزشكى در نوع خود ، با توجّه به اوضاع علمى آن دوران ، قابل توجّه است . غياث الدّين كتاب خود را در سال 895 ه . ق . به رشتهء تحرير درآورده و آن را به پادشاه

--> ( 1 ) . از جمله : تاريخ پزشكى ايران ، صص 401 - 402 ؛ طب در دورهء صفويّه ، صص 9 - 10 ؛ تاريخ ايران ( دورهء صفويّه ) ، ص 305 . ( 2 ) . ر . ك : فهرست نسخ خطى كتابخانهء ملى ملك ، ج 7 ، ص 262 . ( 3 ) . ر . ك : فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى ، ج 1 ، ص 549 . ( 4 ) . ر . ك : تاريخ دامپزشكى و پزشكى ايران ، ج 2 ، ص 376 .